سالها ست
که از عمان چشمانت
به لوت بازگشته ام
لکه ای
از تناسخ شک
درونم چکه میکند
هم همه ای
که هرگز ساکت نمیشود
از آن روز که بازارچه
در پیچ دست و
تاب لب هات
مرا جا گذاشت
توان ام
چند بهار دویده / نمیدانم
چند زمستان خوابیده / نمیدانم
خجالت حروف میکشد مرا
از خط خنده هات
به نقطه چین متن …
مهری چراغی(موژان)
