گریزی نیست از ساحت اندیشه
رها خواهد شد
تن سرد دخترکان
از آغوش ناامن هوس بازان
و جمجمه های مبحوس
از حصار چارقد
و عطرش
هم وزن یاس و اقاقی
خواهد پیچید بر گلزار عاطفه ها
تا درد را
از چشمان زیبای دخترکان معصوم
مرز و بوم بزداید
فریبرز مقدسی