لب
که بر گلوگاه اجل امضاء زد
غرش باد
بر استوانه های خشم
رقصید
به ترسی که عطش
از چشم دشت می چید
در سپیده دم
که شمشیر و خون
هم خوابه می شوند
جمجه ایی می شکافد
از انگشتان کرکسان
کرب و بلا
می بارد
یاس سیلاوی

لب
که بر گلوگاه اجل امضاء زد
غرش باد
بر استوانه های خشم
رقصید
به ترسی که عطش
از چشم دشت می چید
در سپیده دم
که شمشیر و خون
هم خوابه می شوند
جمجه ایی می شکافد
از انگشتان کرکسان
کرب و بلا
می بارد
یاس سیلاوی
بازنویسی مقالات اصلی، لطفا نشان دهید، مجددا چاپ شده است: خوشه خوشه - گلوگاه اجل (https://khoshe-khoshe.ir/1400/06/03/%da%af%d9%84%d9%88%da%af%d8%a7%d9%87-%d8%a7%d8%ac%d9%84/)