دق می کند آفتاب
در سکوت عقربه ها
ازخمیازه های اتاق
کش می آید روز
ترسیم سایه ی مرگ
بر کاهگل دل
پنجه می ساید وهم
به حصار حوصله ام
می زنم
آخرین نبضِ انتظار را

مهتاب پارسایی