آفتاب می بارد
بر قطب خانه و
دیوار
پنجره باز می کند
به کوچه ای
که هنوز خیسِ پاییز است

زنی نذری به دست
به فرداهایش می اندیشد
اندوه
در چشمانش
سُر می خورد

صدای فروشنده دوره گرد
در گوش های شهر
سوت می کشد

امید می فروشد
با لبخندی…

#عیسی_دورقی
#خوشه_خوشه