پهن می شود غروب
بر حوصله ی روز
می شکافد
تور تنهایی را
لب هایت
راه می روند در سکوتم
واژه  به  واژه
روی دل دراز می کشند
پنجه ات
می چرخد
بر گلوی فضا
لبخند می چکانیم
نگاهت
پرنده می بارد
لحظه به لحظه
آمار می گیرد
از مرز نگاهم

عیسی دورقی

خوشه خوشه